| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
راز
ارتباط درونی با اثر راز موفقیت اثر سفارشی است. اثر سفارشی می تواند قابل اهمیت باشد زیرا خالق یک اثر هنری درصورت برقراری ارتباط درونی با یک اثر قادر به خلق آن خواهد بود. *پدرم لینک این مطلب در خبرگزاری حیات |+| نوشته شده توسط حسین یوزباشی در پنجشنبه نهم خرداد 1387 و ساعت 1:6 |
دست لطیف خدا
بسم الله النور-
روزهای خوب بهار یکی یکی گذشت و به اردیبهشت رسیدیم.همه همشهری ها و هموطن ها اردیبهشت راعلاوه بر فصل زیبایی ها و عطر دلنشین طبیعت و بوی بهار نارنج و...به خصوصیت دیگری هم می شناسند "بــــــهــــــــار کــــــتــــــــــــاب" سالهای سال است که در اردیبهشت ماه و در یکی از بزرگترین اجتماعات فرهنگی ایران نمایشگاهی از فعالیت های یک ساله ناشران داخلی و خارجی در پایتخت برگزار می شود که صد البته نمایشگاه این روزها به هیچ وجه با ادوار پیش از خود قابل قیاس نیست! این تفاوت فقط بواسطه ارتقاء کیفیت نشر یا کسب رتبه دوم بزرگترین نمایشگاه کتاب جهان! یا تغییر مکان از شمال به مرکز شهر هم نیست! آنها که خود را پای ثابت محافل ادبی می دانند و برای خود رکورددار بازدید از نمایشگاه و ملاقات با اساتید شاعر و نویسنده هستند!،خوب می دانند که امسال نمایشگاه چه کسی را کم دارد! خوب می دانند که چرا غرفه انجمن شاعران جوان همه فضای محدود خود را از تصاویر و اشعار او پر کرده.و حتما خوب می دانند که چرا هر رهگذری که به این غرفه می رسد،به محض دیدن عکس او ناخودآگاه درجای خود می ایستد و بعد از لحظاتی با بهت و حسرت نام او یا قطعه شعری از او را زمزمه می کند. شاید تا سال پیش جز دانشجویان و علاقمندان به آثار و شخصیتش،کسی حوصله رفتن به نمایشگاه و نشستن پای سخنرانی او را نداشت.اما همین امسال که آثارش به سرعت تجدید چاپ می شود خیلی ها روبروی عکس او می ایستند و در لحظاتی که ناباورانه به جای خالی او خیره مانده اند،در دل حسرت می خورند که چرا لحظه ای او را ندیدند و صحبتهایش را نشنیدند. حالا دیگر کمتر کسی هست که او را نشناسد! و این راز جاودانگی کسی است که حضورش بی ادعا و صمیمی بود و تا رفت همه یادشان آمد که قیصر امین پور،همان ادیب بی ادعایی که سالهایی را با بیماری و رنج سر می کرد،همان معلمی که شاگردانش او را از پدر بیشتر دوست داشتند،همان سردبیر سروش نوجوان که سنگ صبور مخاطبان کم سن و سالش بود،همان شاعری که دوست داشت در میانه قنوت بشنو از نی بخواند،همان عاشقی که بعد از نمازش دو رکعت گل ها را عبادت می کرد، در میانشان بوده و به چشمشان نیامده! دیدمت ولی چه دور. . . دیدمت ولی چه دیر. . .
پوستر:محمدرضا دوست محمدی و امروز همه برای اثبات اخوتشان،یادش می کنند!که ا ای کاش آن روزها که بود و با درد،سر می کرد سراغش را می گرفتند، هرچند حکایت عزیز شدن آدم ها بعد از مرگشان چیز جدیدی نیست. . . علی ای حال،بهانه پرداختن مجددم به قیصر عزیز یکی سالروز تولدش بود،یعنی دوم اردیبهشت . . .و دیگری برپایی نمایشگاه کتاب،تجدید چاپ آثار و ارائه کتابی جدید از او. . . و در نهایت جای خالی او در محفلی که هر سال با وجود کسالت و درد،در آن حضور می یافت. . . مقاله ای که در ادامه خواهید خواند به مناسبت بزرگداشت قیصر عزیز در سال گذشته،توسط ناصر سیفی نگاشته شده و در بخشی از آن به نمایشگاه پوستر تصویری از آفتاب اشاره شده است.اطلاعات کامل این نمایشگاه و همچنین مراسم بزرگداشت در پست آذر ماه قابل دسترسی است. دست لطیف خدا (ناصر سیفی) در مصحف شريف آمده است؛ دست خدا با جماعت است. اجتماعي كه با آرمان هاي مشترك و افق هاي هم سو، گردهم مي آيند چراغي را برمي افروزند كه انوار آن فضاي گسترده اي را نور و گرما مي بخشد و اين نكته، يعني بهره مند شدن ديگران از فرصت بوجود آمده، موجبات رضايت خداوند را فراهم مي آورد. چرا كه رفتارهايي اينگونه باعث ايجاد همدلي و ارتباط آدم ها با همديگر مي شود يعني اينكه از حال و دردها و شادماني هاي هم آگاه مي شوند از هم ياد مي گيرند و به هم مي آموزند بر همديگر تأثيرات مثبت و سازنده مي گذارند و در يك كلام، به داد هم مي رسند و براي خداوند اين ويژگي انسان ها كه نسبت به هم مهربان و موثر باشند بسيار حايز اهميت است به گونه اي كه حتي نفرين پيامبر خويش را هم ممتنع مي كند. در هر جامعه اي افرادي هستند كه به مثابه يك ملت عمل مي كنند يعني به تعبير آن استاد ارجمند، فرديت منتشر هستند و بركات وجود آنها در ابعاد مختلف جامعه تأثير و تقدير مي گذارد. قيصر امين پور از اين گروه بود و هست و اين تاكيد به هستي، پس از اعلام مرگ جسماني اش كه عطر واژه ها و تصاوير او را در تمامي جامعه پراكند به خوبي نمود مي يابد. جواني شهرستاني كه سال ها پيش از انقلاب با تعلق خاطر به ادبيات و هنر، دستي به قلم داشته و حتي به ديگران هم آموزش مي داده و اين آموختن به ديگران ذهن پوياي قيصر را علمي و منجسم بار مي آورد براي همين و دلايل بسيار ديگر كه هر كدام به راحتي در يك فرد به شكل ويژگي در نمي آيد از قيصر هنرمندي ساخته بود كه همواره در حال آموختن و انتقال آن به ديگران بود. سير او در افق تفصيل چنان هوشمندانه و با سليقه و انتخاب انجام گرفت كه با قرار گرفتن در افق اجمال در مرتبه «سهل و ممتنع» قرار گرفت و اين پايه، هم به ظاهر سهل مي نمايد به گونه اي كه در بسياري از موارد و شعرهاي قيصر اين ذهنيت را كه مثل «وزن درست نيست» و يا «اينها شعرهاي سپيد قيصر هستند» و يا «اينگونه شعرگفتن كه كاري ندارد» مانند برخي نقاشي هاي وان گوگ، پل گوگن و هنري ماتيس كه به ظاهر ساده و حتي كودكانه به نظر مي رسند اما رسيدن به سادگي كه رسيدن به قله هاي گران و مسلط به افق هاست ويژگي مشترك همه شاخه هاي هنري است يعني پس از فراز و فرودهاي فراوان و گذشتن از تفصيل، فرد هنرمند بتواند حرف و اثرش را با ايجاز و بسيار ساده، بيان و عرضه كند. كه البته همين صورت ساده امر را بر بسياري مشتبه مي كند كه «... عارف از خنده مي در طمع خام افتاد» و قيصر بر اين قله ايستاده بود و تا توان داشت از كشيدن دوستان و شاگردان و علاقه مندان خود به اين قله دريغ نكرد. اگر همين يك مقوله يعني تاثير قيصر بر جامعه ادبي و هنري بررسي شود خود كتابي مفصل خواهد گرديد. ديگر اينكه هر ويژگي خوبي مانند سعه صدر، برخورد مطلوب و صميمانه، نگاه دقيق و علمي به آثار خود و ديگران پرهيز شديد و تا حد وسواس از طرح و اشاعه آثار خود و گريز از خودبيني و تنفر از خودنمايي هاي بي وجه و مهرباني بي اندازه نسبت به همنوعان و همكاران و خصوصاً صاحبان درد و اهالي تفكر و بي رحمي نسبت به خواسته هاي خود و قرباني كردن عملي تمناهاي نفس كه با ميدان يافتن، هريلي را بر زمين ميزند و مفتضح مي كند از قيصر پيش از آنكه هنرمندي بنام بسازد انساني رئوف، متفكر و دردمند و صميمي ساخته بود كه با هر اشاره و جمله اش در پيرامون خود اثري به سزا مي گذاشت خلاصه كلام مدد بجوييم از مصرع موجز همه آشنا «آنچه خوبان همه دارند تو يكجا داري». هر جستجوگر معنايي كه با چراغ گردشهر مي گردد با مواجهه و برخورد با قيصر به آرزوي خود كه ديدار با «انسان» به معني دقيق كلمه است نائل مي گردد و قيصر چه صميمي و حقيقي از ديووددملول بود و چه انساني را تصوير كرد واژه واژه، سطرسطر جمله جمله، صفحه صفحه و درد درد كه همه جامعه از اين تصوير آسماني بر زمين ساخته بهره مند گرديدند هم عوام و هم خواص چرا كه قيصر مانند شاعري امي از دل امت بيرون آمد اما از آن دايره بيرون نرفت و با ظاهري عاميانه وبدون پيرايه هنرمند خاص روزگار خود گرديد تا بدانجا كه رهبر فرزانه انقلاب از ايشان به عنوان شاعر فرزانه انقلاب ياد كرد و همين چند واژه به ظاهر ساده گوياي بسياري نكته ها و رازها و آرزوهايي است كه هر چند با عزيمت قيصر به ظاهر در خاك شدند اما باطن فرد منتشر حتي پس از مرگ به رويش مكرر و پر بركت خود ادامه خواهد داد و طراوت و جلوه بوستان هنر و انديشه متعالي ديگر بار جلوه خواهد نمود. ايدون باد. پوسترها كه مجموعه اي شكيل و زيبا متأثر از تصاوير شاعر و اشعار او ساخته شده اند بيننده را از وادي كلام به عرصه ي تصاوير مي برند. پرنده هايي كه بر سيم صداي قيصر نشسته اند، انگار به لبهاي امن و زبان نرم و لطيف او پناه آورده اند و نگاه عميق شاعر، درد گرفته و دردمند فضا را تا بيكرانه ي عشق وسعت مي دهد.
در پوستري ديگر قطعه اي از آسمان، بادبادك كودكي شده كه با دنباله هاي رقصان خود، از فطرت پاك و ضمير دروني همه آدمها كه همان كودك معصوم است خبر مي دهد و شاعر انگار در آينه وجود خود فطرت معصوم خويش را به مدد مي طلبد؛ دست خسته مرا، مثل كودكي بگير...
كوبيسم ساده اي كه در برخي صورت ها به كار گرفته شده، همان گونه اي كه با سطح ها، چهره را تكميل مي كند ما را با ابعاد فكري و آرمان هاي امين پور آشناتر مي كند.
در مجموع، پوسترهايي كه ارايه شده اند با محدوده ي زماني كه براي خلق داشته اند، قابل تامل، زيبا و تاثيرگذار هستند نكته مهم تر از تصاوير اين است كه هنرمندان تجسمي چه قابليت هاي خوبي براي ارتباط و انتقال مفاهيم عميق ادبي دارند. معمولا شاعري كه در شعرهاي خود به كمك واژه ها تصاويري را مي آفريند تحسين مي كنند. به همان نسبت نقاش يا گرافيست اگر در پوستر و تابلو خود و در اشكال و تصويرهايش بتواند بيننده را با مفاهيم و افق هاي فراتر از معمول آشنا كند توفيق افزون يافته است و اين نمايشگاه در كنار بار تصويري كه دارد ضرورت اين ارتباط و انتقال را هم به خوبي نمايان مي كند. |+| نوشته شده توسط حسین یوزباشی در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 3:46 |
در سینه ام دوباره غمی جان گرفته است . . .
/بسم رب الشهدا و الصدیقین/ به نام الله پاسدار حرمت خون شهدا. . . یادش بخیر.نمیدونم یادتون هست روزهایی که تو دبستان بالای دفتر هامون به جای بسمه تعالی و آغاز و ... این جمله رو می نوشتیم.چقدر جمله ساده و قشنگیه! پاسدار حرمت خون شهدا روزی که برای گرفتن عکسها رفته بودم(همون روزهای قشنگ برفی.یادتون می یاد؟!)خیلی به این جمله ها و عبارت های ساده بر خوردم.خدا می دونه مواجه شدن ناگهانی با این عبارتها(که بیشتر روی سنگ مزار شهدای گمنام بود)مثل شوک در یک آن میخکوبم کرد. فرزند روح الله!- -حاجت گرفته!- -روی سنگ سید احمد پلارک(همون شهیدی که مزارش این روزها حتی یه لحظه هم خالی نیست.نمیدونم دربارش شنیدید یا نه.همون شهیدی که مزارش همیشه معطر و نمناکه!)بخشی از وصیتنامه شهید رو نوشته.من تا حالا دقت نکرده بودم!آخر همه نوشته ها(که خیلی جدی و با رعایت قواعد ادبی و ... نوشته شده)خیلی کوتاه و مختصر نوشته شده: --------------------------------------------امام! دوستت دارم !---------------------------------------------- توی گیر و دار آخر سال ها و تکاپوها و شلوغی ها و همه برو و بیاها و . . . خلوتی گلزار شهدا خیلی دوست داشتنیه!سال نوی همتون مبارک. . . سال خوبی داشته باشید. . . من برای نوشتن حتی چند خط ضمیمه این عکس ها چیزی به ذهنم نرسید. اما چرا!یه بیت شعر از یکی از غزل های زنده یاد سلمان هراتی یادم اومد.البته اون هم خودش این بیت رو از یکی از دوستان شهیدش یادگاری آورده بود اول شعر.(راستی یاد قیصر عزیز هم بخیر.چقدر زود فراموش شد!چقدر قشنگ گفته بود: مبادا خویشتن را واگذاریم/امام خویش را تنها گذاریم زخون هر شهیدی لاله ای رست/مبادا روی لاله پا گذاریم! روحش شاد) اون بیت از غزل سلمان هراتی این بود : در سینه ام دوباره غمی جان گرفته است! امشب دلم به یاد شهیدان گرفته است! /-------------------------------------------------------------/ /-------------------------------------------------------------/
/-------------------------------------------------------------/
/-------------------------------------------------------------/
|+| نوشته شده توسط حسین یوزباشی در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386 و ساعت 23:43 |
کوتاه پرثمر
بسم الله النور-
به گزارش سایت خبری رسم ، چندی پیش بمناسبت دهمین سال درگذشت ابوالفضل عالی ، طی مراسمی از تندیس این هنرمند فقید پردهبرداری شد. گزارش یکی از طراحان جوان (حسین یوزباشی) از این مراسم که پیشتر در روزنامه کیهان منتشر گردید ، پیش روی شماست:
چندی قبل همزمان با دهمین سالگرد درگذشت هنرمند فقید ، زنده یاد ابوالفضل عالی از تندیس وی پردهبرداری شد و نگارخانهای در محل ساختمان جدید حوزه هنری ، به نام وی افتتاح گردید.
این مراسم با نمایش فیلم مستندی درباره ایشان آغاز شد و در ادامه دوستان هنرمند او ، مدیران و مسوولان فرهنگی و هنری ضمن بیان خاطراتی ، پیرامون شخصیت علمی ، فرهنگی ، هنری و مدیریتی وی سخن گفتند و با اهدا الواح جداگانهای از خانواده عالی تقدیر به عمل آمد. در انتها از تندیس زندهیاد ابوالفضل عالی كه توسط دوست هنرمندش ، علی اصغر یوزباشی طراحی و ساخته شده بود ، توسط همسر گرامی آن مرحوم ، در محل نگارخانه پردهبرداری شد و این نگارخانه رسما به نام ابوالفضل عالی و با نمایش منتخب آثار وی افتتاح گردید. برپایی مراسم بزرگداشت دهمین سالگرد عروج ابوالفضل عالی ، بهانهای شد تا مرور كوتاهی بر دوران حیات و فعالیت هنری او داشته باشیم. " انقلاب برای ما فضایی پدید آورد كه بتوانیم نیازهای درونی و تواناییهایمان را شكوفا كنیم و گوشهای از فداكاریها و ایثار مردم كشورمان را به تصویر بكشیم. سعی ما همواره این بوده است كه به هر طریق خود را از زنگارهای درونی و از خودبیگانگی كه اساسیترین مشكل هنرمندان غربی است ، دورنگه داشته و جدای از آن پیوندی میان هنر گرافیک كشورمان با جهان ایجاد كنیم". جملات بالا گوشهای از باور قلبی ابوالفضل عالی ، هنرمند مظلوم و متعهد انقلاب اسلامی است كه از آغاز فعالیت هنری ، به آن ایمان داشت و تا واپسین لحظات عمر پربركتش از هیچ تلاشی برای تحقق این باور و آرمان فروگذار نكرد. ابوالفضل عالی ، هنرمند نقاش و گرافیست متولد 1334 در تهران ، از فارغالتحصیلان ممتاز گرافیک از دانشكده هنرهای زیبای دانشگاه تهران بود. پس از پیروزی انقلاب ، عالی فعالیت جدی خود را در عرصه گرافیک آغاز كرد و در این مسیر در پایگاههای مختلف حضور یافت ، اما درنهایت با پیوستن به جریان نوپای هنرمندان انقلابی در حوزه هنری و راهاندازی واحد گرافیک ، كار خود را درعرصه گرافیک انقلاب اسلامی بطور متمركز ادامه داد كه از این رو عالی را میتوان در زمره بنیانگذاران حوزه هنری به شمار آورد. به تعبیر اغلب هنرمندان و همراهان عالی ، در دورهای كه عموم جامعه ارتباط زیادی با هنرهای تجسمی و بویژه گرافیک نداشت جریانی به همت او در عرصه گرافیک و با در نظرگرفتن مضامین حماسی و آرمانی آن روزگار پایهگذاری شد كه مقدمهای برای ورود آثار هنری به بطن جامعه و آشنایی مردم با مقولهای به نام گرافیک بود و از این حیث ابوالفضل عالی را از پیشكسوتان و پایهگذاران اصلی گرافیک انقلاب اسلامی میدانند. از جمله مهمترین تلاش ابوالفضل عالی ، میتوان به تهیه ، تدوین و انتشار كتاب "ده سال با طراحان گرافیک انقلاب اسلامی" اشاره كرد كه با مداومت و پیگیریهای مستمر وی ، منتشر گردید و به سند ماندگاری از فعالیت صادقانه هنرمندان انقلاب در آن دوران بدل شد. عالی معتقد بود:" هنر آئینه عصر خود است و هنرمند نمیتواند فارغ از تاریخ گذشته و معاصر خود باشد". او در مصاحبهای درسال 1370 گفته است:" كارهای ما در مراحل مختلف بصورت مختلف بوده است و از ابتدای پیروزی انقلاب به علت فضای حاكم بر جامعه آثار از ویژگی خاصی برخوردار بود". مراحل بعدی كار عالی به دوران دفاع مقدس و سالهای پس از آن اختصاص داشت. او در این سالها با پشتوانه قرار دادن فضای معنوی متاثر از انقلاب و جنگ تحمیلی ، بیشتر در زمینه ارزشها و آرمانهای متعالی كار كرد. نكته مهمی كه عالی بر آن تأكید دارد این است كه هر گرافیستی در كنار كار تبلیغاتی كه در واقع به جامعه مصرفی تعلق دارد ، باید متعهد باشد یعنی خودش را صرفا دراختیار بازار تجارت قرار ندهد. از اهم فعالیتها و مسوولیتهای عالی در دوران بیست ساله فعالیتش میتوان به سرپرستی واحد گرافیک شبكه دوم سیما ، واحد تجسمی حوزه هنری ، عضویت در شورای تخصصی تألیف كتابهای درسی رشته هنر در آموزش و پرورش و همچنین عضویت در شورای پوستر وزارت ارشاد و ... اشاره كرد. او علاوه بر فعالیت جدی و مستمر در عرصه گرافیک ، عضو هیات علمی دانشگاه هنر بود و در دانشگاههای تهران ، سوره و دانشكده صدا و سیما به تدریس و آموزش هنرجویان و تقویت روح تفكر و اندیشه مقاومت در آثار تجسمی پرداخت. سرانجام در اوایل آبان 1376 و درحین انجام مأموریت بر اثر یک سانحه رانندگی در 42 سالگی دار فانی را وداع گفت. دوران حضور ابوالفضل عالی در عرصه فرهنگ و هنر این كشور ، اگرچه كوتاه اما بسیار پربارو پرثمر بود و علاوه بر تربیت شاگردان ، آثار ماندگاری را از خود بجا گذاشت. |+| نوشته شده توسط حسین یوزباشی در یکشنبه بیستم آبان 1386 و ساعت 22:41 |
آرزوها. . .
بسم الله النور-
بعد از اینکه توسط نویسنده محترم وبلاگ ریزنوشت به بازی آرزوها! دعوت شدم خیلی سعی کردم اونچه به عنوان آرزو در دل دارم رو بنویسم.اما خوب که فکر کردم دیدم گذشته از سلامتی و آینده شغلی و...( که نویسنده ریزنوشت تو پستش به اون اشاره کرده)بقیه حرفها نه گفتنی هستن نه شنیدنی و بهتره نهفتنی باشه.علی ای حال برای اینکه به نویسنده محترم ریزنوشت ادای احترام کرده باشم یه شعر(از کسی که خیلی دوستش دارم یعنی قیصر امین پور) بهمراه یک تصویرسازی(که البته این طرحو به عنوان جلد یک تقویم هم به کار بردم و تصویر حاضر در حقیقت طرح ابتدایی است که به نظرم برای این پست مناسبه)می زارم و خوشحال می شم نظرتونو بگید. ........................................................................................................... خسته ام از آرزوها،آرزوهای شعاری شوق پرواز مجازی،بالهای استعاری لحظه های کاغذی را،روز و شب تکرار کردن خاطرات بایگانی،زندگی های اداری آفتاب زرد و غمگین،پله های رو به پایین سقفهای سرد و سنگین،آسمانهای اجاری با نگاهی سرشکسته،چشمهای پینه بسته خسته از درهای بسته،خسته از چشم انتظاری صندلی های خمیده،میزهای صف کشیده خنده های لب پریده،گریه های اختیاری عصر جدولهای خالی،پارکهای این حوالی پرسه های بی خیالی،نیمکت های خماری رونوشت روزها را،روی هم سنجاق کردم شنبه های بی پناهی،جمعه های بی قراری عاقبت پرونده ام را،با غبار آرزوها خاک خواهد بست روزی،باد خواهد برد،باری روی میز خالی من،صفحه باز حوادث درستون تسلیتها،نامی از ما یادگاری. . . .....................................................................................................
|+| نوشته شده توسط حسین یوزباشی در چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386 و ساعت 22:2 |
آثار این هنرمندان به نمایشگاه راه یافت
خبر اختصاصی رسم : براساس اطلاعیه دبیرخانه نمایشگاه پوستر و تصویرسازی 40 سال گارسیا مارکز ، اسامی هنرمندانی که آثارشان بیشترین امتیاز را دریافت کرده است ، به شرح زیر اعلام شد: آثار این هنرمندان به نمایشگاه راه یافت: آثار این هنرمندان در کتاب مربوطه چاپ میشود ( آثاری که به نمایشگاه راه یافتهاند نیز در کتاب چاپ خواهند شد): مراحل تولید هنری کتاب این نمایشگاه ، هم اکنون در انتشارات رسم در حال اجراست. این نمایشگاه از 25 تا سیام فروردین در نگارخانه میرمیران خانه هنرمندان برپا خواهد بود. |+| نوشته شده توسط حسین یوزباشی در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385 و ساعت 14:2 |
|
درباره وبلاگ
![]() کمال بشر در هنرمندی اوست و هنر وقتی هست که دیگران آن را ادراک می کنند و از این رو، ادراک هنر مرتبه ای از کمال است . . .
منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته های پیشین
تیر 1387خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آرشيو موضوعی
پوسترهامطالب متفرقه طراحی پيوندهای روزانه
عشق به روایت قیصرســــیــدنــاالــشـــــــهـیـد ســــــــــــــــــــــــــرخط ســــــــــــــــــر"نــــــی" سیدالشعـرای انـقلاب زنده یاد جاودانه "قیصر امین پور" افـــــــــــــــــــــــــــق انجـمن شـاعران ایران لـــــــــــــــــــــــــــوح در حــــلــــقــــه رنـــــدان ادب فــــــــــارســـــــــــی مرکـز هـنــرهــای تجـسـمـی سوره مهر کتاب نیوز فارسی بوک آذین کتاب کتاب پارس کتاب الکترونیک ســـخـــن جیره کتاب آرشيو پیوندها پيوندها
اعلانرســم رنــــــگ کارگـــــاه رنــــــه وانـــر تــــودی پـوسـتـرز گالــری من/saatchi گــالــــری مــــن/babeleart تبریک سال نو میلادیposterpage تصویری از آفتاب/پوسترهای قیـصر مقـاومت/موزه هنرهای معاصـر رنگ گالری/ســال نـــو رنگ گالری/لوگوتایپ تصـویرگـری اسماعیل رضایی آبستره/بابک اسلامی برای سایه خودم مینویسم علی هاشمی شهرکی پلاک13/حجت عزیزی کافه پوستر لمون آرت محمد بنی حسن یادداشتهای یک عکاس ترنج/احساس های خاموش نـوشـتــه ای از تـصـویـر اتـــاق شـــمـاره6 ورنـــووس محراب اسدخانی سـعــیــد احــمــدزاده عــلــیــرضـا حــصــارکــی کــــافـه خــورشــیــد سیـب کال/نـادری گـام اول/نادری ترنج/کاریکاتور دوردست علـوی پایـیــز ســایـــــز حمیدجاویدمهر زنـدگــی عـاقـلانـه سید حسن موسی زاده پـدرام فـیـاضـیـان تـبـریـزگرافیک رنگ خیال بازنگار قالب های حرفه ای وبلاگ ابزار وب فارسی امکانات
|
| Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar |