تبليغاتX
. . . ا کــســـپــــر ســـیــــو ن . . .
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
راز

ارتباط درونی با اثر راز موفقیت اثر سفارشی است.

اثر سفارشی می تواند قابل اهمیت باشد زیرا خالق یک اثر هنری درصورت برقراری ارتباط درونی با یک اثر قادر به خلق آن خواهد بود.
علی اصغر یوزباشی* هنرمند هنرهای تجسمی(مجسمه سازی)در گفتگو با خبرنگار حیات گفت: اثر سفارشی می تواند دارای اهمیت هنری باشد زیرا یک هنرمند مبتنی بر علایق و تمایلات درونی خود کار می کند پس، وقتی کاری را انجام می دهد که با آن ارتباط درونی برقرار کند و توانسته باشد میل درونی اش را درباره آن موضوع ارضا کند. 
وی ادامه داد: اثر سفارشی نیاز به پول دارد اما تنها نکته قابل توجه این نیست زیرا علاقه و توانمندی خالق آن از اهمیت بیشتری برخوردار است و چه بسیار کارها که من به شخصه و به خاطر علاقه و جوشش درونی در این راستا خلق کرده ام که نه سفارشی بوده و نه پولی در ازای  خلق آن دریافت کرده ام ولی اگر کار سفارشی هم داشته باشم درصورت برقراری ارتباط درونی و همسویی با علایق شخصی آن را می پذیرم.
وی افزود: کار سفارشی را نمی توان یک کار تحمیلی به شمار آورد که از جانب سفارش کنندگان داده می شود زیرا هر هنرمندی حق انتخاب دارد و در خلق اثر آزاد است و درآمد مالی هم دلیل خوبی بر تحمیلی بودن این امر نیست.
"یوزباشی"در پایان در پاسخ به این سوال که درصورت قبول کار سفارشی اگر با سفارش دهندگان آن برسر برخی امور اختلاف نظر داشته باشند و گاه اثر مذکور مورد قبول سفارش دهندگان واقع نشود گفت: در کار ما ابتدا مرحله ماکت سازی قرار دارد که این امر اختلاف نظرات احتمالی را از بین می برد ولی اگر از همان ابتدا بر سر اموری که برخلاف علاقه و نظرات من باشد و مطابق بر سلایق من نباشد آن کار را نمی پذیرم.

*پدرم

لینک این مطلب در خبرگزاری حیات

|+| نوشته شده توسط حسین یوزباشی در پنجشنبه نهم خرداد 1387 و ساعت 1:6 | 
دست لطیف خدا
بسم الله النور-

روزهای خوب بهار یکی یکی گذشت و به اردیبهشت رسیدیم.همه همشهری ها و هموطن ها اردیبهشت راعلاوه بر فصل زیبایی ها و عطر دلنشین طبیعت و بوی بهار نارنج و...به خصوصیت دیگری هم می شناسند

"بــــــهــــــــار کــــــتــــــــــــاب" 

سالهای سال است که در اردیبهشت ماه و در یکی از بزرگترین اجتماعات فرهنگی ایران نمایشگاهی از فعالیت های یک ساله ناشران داخلی و خارجی در پایتخت برگزار می شود که صد البته نمایشگاه این روزها به هیچ وجه با ادوار پیش از خود قابل قیاس نیست!

این تفاوت فقط بواسطه ارتقاء کیفیت نشر یا کسب رتبه دوم بزرگترین نمایشگاه کتاب جهان! یا تغییر مکان از شمال به مرکز شهر هم نیست!

آنها که خود را پای ثابت محافل ادبی می دانند و برای خود رکورددار بازدید از نمایشگاه و ملاقات با اساتید شاعر و نویسنده هستند!،خوب می دانند که امسال نمایشگاه چه کسی را کم دارد!

خوب می دانند که چرا غرفه انجمن شاعران جوان همه فضای محدود خود را از تصاویر و اشعار او پر کرده.و حتما خوب می دانند که چرا هر رهگذری که به این غرفه می رسد،به محض دیدن عکس او ناخودآگاه درجای خود می ایستد و بعد از لحظاتی با بهت و حسرت نام او یا قطعه شعری از او را زمزمه می کند.

شاید تا سال پیش جز دانشجویان و علاقمندان به آثار و شخصیتش،کسی حوصله رفتن به نمایشگاه و نشستن پای سخنرانی او را نداشت.اما همین امسال که آثارش به سرعت تجدید چاپ می شود خیلی ها روبروی عکس او می ایستند و در لحظاتی که ناباورانه به جای خالی او خیره مانده اند،در دل حسرت می خورند که چرا لحظه ای او را ندیدند و صحبتهایش را نشنیدند.

حالا دیگر کمتر کسی هست که او را نشناسد!

و این راز جاودانگی کسی است که حضورش بی ادعا و صمیمی بود و تا رفت همه یادشان آمد که قیصر امین پور،همان ادیب بی ادعایی که سالهایی را با بیماری و رنج سر می کرد،همان معلمی که شاگردانش او را از پدر بیشتر دوست داشتند،همان سردبیر سروش نوجوان که سنگ صبور مخاطبان کم سن و سالش بود،همان شاعری که دوست داشت در میانه قنوت بشنو از نی بخواند،همان عاشقی که بعد از نمازش دو رکعت گل ها را عبادت می کرد، در میانشان بوده و به چشمشان نیامده!

دیدمت ولی چه دور. . . دیدمت ولی چه دیر. . .

پوستر بزرگداشت قيصرامين پور

پوستر:محمدرضا دوست محمدی

و امروز همه برای اثبات اخوتشان،یادش می کنند!که ا ای کاش آن روزها که بود و با درد،سر می کرد سراغش را می گرفتند، هرچند حکایت عزیز شدن آدم ها بعد از مرگشان چیز جدیدی نیست. . .

علی ای حال،بهانه پرداختن مجددم به قیصر عزیز یکی سالروز تولدش بود،یعنی دوم اردیبهشت . . .و دیگری برپایی نمایشگاه کتاب،تجدید چاپ آثار و ارائه کتابی جدید از او. . . و در نهایت جای خالی او در محفلی که هر سال با وجود کسالت و درد،در آن حضور می یافت. . .

مقاله ای که در ادامه خواهید خواند به مناسبت بزرگداشت قیصر عزیز در سال گذشته،توسط ناصر سیفی نگاشته شده و در بخشی از آن به نمایشگاه پوستر تصویری از آفتاب اشاره شده است.اطلاعات کامل این نمایشگاه و همچنین مراسم  بزرگداشت در پست آذر ماه قابل دسترسی است.

 

دست لطیف خدا (ناصر سیفی)

در مصحف شريف آمده است؛ دست خدا با جماعت است. اجتماعي كه با آرمان هاي مشترك و افق هاي هم سو، گردهم مي آيند چراغي را برمي افروزند كه انوار آن فضاي گسترده اي را نور و گرما مي بخشد و اين نكته، يعني بهره مند شدن ديگران از فرصت بوجود آمده، موجبات رضايت خداوند را فراهم مي آورد. چرا كه رفتارهايي اينگونه باعث ايجاد همدلي و ارتباط آدم ها با همديگر مي شود يعني اينكه از حال و دردها و شادماني هاي هم آگاه مي شوند از هم ياد مي گيرند و به هم مي آموزند بر همديگر تأثيرات مثبت و سازنده مي گذارند و در يك كلام، به داد هم مي رسند و براي خداوند اين ويژگي انسان ها كه نسبت به هم مهربان و موثر باشند بسيار حايز اهميت است به گونه اي كه حتي نفرين پيامبر خويش را هم ممتنع مي كند. در هر جامعه اي افرادي هستند كه به مثابه يك ملت عمل مي كنند يعني به تعبير آن استاد ارجمند، فرديت منتشر هستند و بركات وجود آنها در ابعاد مختلف جامعه تأثير و تقدير مي گذارد. قيصر امين پور از اين گروه بود و هست و اين تاكيد به هستي، پس از اعلام مرگ جسماني اش كه عطر واژه ها و تصاوير او را در تمامي جامعه پراكند به خوبي نمود مي يابد. جواني شهرستاني كه سال ها پيش از انقلاب با تعلق خاطر به ادبيات و هنر، دستي به قلم داشته و حتي به ديگران هم آموزش مي داده و اين آموختن به ديگران ذهن پوياي قيصر را علمي و منجسم بار مي آورد براي همين و دلايل بسيار ديگر كه هر كدام به راحتي در يك فرد به شكل ويژگي در نمي آيد از قيصر هنرمندي ساخته بود كه همواره در حال آموختن و انتقال آن به ديگران بود. سير او در افق تفصيل چنان هوشمندانه و با سليقه و انتخاب انجام گرفت كه با قرار گرفتن در افق اجمال در مرتبه «سهل و ممتنع» قرار گرفت و اين پايه، هم به ظاهر سهل مي نمايد به گونه اي كه در بسياري از موارد و شعرهاي قيصر اين ذهنيت را كه مثل «وزن درست نيست» و يا «اينها شعرهاي سپيد قيصر هستند» و يا «اينگونه شعرگفتن كه كاري ندارد» مانند برخي نقاشي هاي وان گوگ، پل گوگن و هنري ماتيس كه به ظاهر ساده و حتي كودكانه به نظر مي رسند اما رسيدن به سادگي كه رسيدن به قله هاي گران و مسلط به افق هاست ويژگي مشترك همه شاخه هاي هنري است يعني پس از فراز و فرودهاي فراوان و گذشتن از تفصيل، فرد هنرمند بتواند حرف و اثرش را با ايجاز و بسيار ساده، بيان و عرضه كند. كه البته همين صورت ساده امر را بر بسياري مشتبه مي كند كه «... عارف از خنده مي در طمع خام افتاد» و قيصر بر اين قله ايستاده بود و تا توان داشت از كشيدن دوستان و شاگردان و علاقه مندان خود به اين قله دريغ نكرد. اگر همين يك مقوله يعني تاثير قيصر بر جامعه ادبي و هنري بررسي شود خود كتابي مفصل خواهد گرديد. ديگر اينكه هر ويژگي خوبي مانند سعه صدر، برخورد مطلوب و صميمانه، نگاه دقيق و علمي به آثار خود و ديگران پرهيز شديد و تا حد وسواس از طرح و اشاعه آثار خود و گريز از خودبيني و تنفر از خودنمايي هاي بي وجه و مهرباني بي اندازه نسبت به همنوعان و همكاران و خصوصاً صاحبان درد و اهالي تفكر و بي رحمي نسبت به خواسته هاي خود و قرباني كردن عملي تمناهاي نفس كه با ميدان يافتن، هريلي را بر زمين ميزند و مفتضح مي كند از قيصر پيش از آنكه هنرمندي بنام بسازد انساني رئوف، متفكر و دردمند و صميمي ساخته بود كه با هر اشاره و جمله اش در پيرامون خود اثري به سزا مي گذاشت خلاصه كلام مدد بجوييم از مصرع موجز همه آشنا «آنچه خوبان همه دارند تو يكجا داري». هر جستجوگر معنايي كه با چراغ گردشهر مي گردد با مواجهه و برخورد با قيصر به آرزوي خود كه ديدار با «انسان» به معني دقيق كلمه است نائل مي گردد و قيصر چه صميمي و حقيقي از ديووددملول بود و چه انساني را تصوير كرد واژه واژه، سطرسطر جمله جمله، صفحه صفحه و درد درد كه همه جامعه از اين تصوير آسماني بر زمين ساخته بهره مند گرديدند هم عوام و هم خواص چرا كه قيصر مانند شاعري امي از دل امت بيرون آمد اما از آن دايره بيرون نرفت و با ظاهري عاميانه وبدون پيرايه هنرمند خاص روزگار خود گرديد تا بدانجا كه رهبر فرزانه انقلاب از ايشان به عنوان شاعر فرزانه انقلاب ياد كرد و همين چند واژه به ظاهر ساده گوياي بسياري نكته ها و رازها و آرزوهايي است كه هر چند با عزيمت قيصر به ظاهر در خاك شدند اما باطن فرد منتشر حتي پس از مرگ به رويش مكرر و پر بركت خود ادامه خواهد داد و طراوت و جلوه بوستان هنر و انديشه متعالي ديگر بار جلوه خواهد نمود. ايدون باد.
¤ دوستان و همراهان قديمي قيصر در حوزه هنري، دوشنبه نوزدهم آذرماه 1386 سوگواره اي را در سالن مهر برگزار كردند و در برنامه خود از قيصر و جايگاه او در شعر معاصر سخن ها و نكته ها گفتند. دوستان جوان، شعر خواندند برخي خاطرات تلخ و شيرين خود را با او بيان كردند و در فواصل برنامه فيلم تدوين شده اي از مقاطع مختلف حضور او در محافل ادبي و هنري و نظرات شاعران ديگر درباره او پخش گرديد نكته قابل توجه در برنامه و به تقريب در برنامه هايي از اين دست، اين است كه هر كه و هر چه درباره قيصر مي گويند تازگي دارد انگار قيصر پس از مرگ خود دوباره متولد شده است و تازه ديدگان نيمه باز ما با انبساط شوك آوري، نديده ها و نگفته هايي را مي ببينند و مي گويند. در اين برنامه كه اهالي ادب و انديشه و شاعران ارجمند و دانشجويان علاقه مند سالن را پر كرده بودند هر فردي نيمه گمشده خود را در قيصر جستجو مي كرد و اين شاعر بلندپايه و بي ادعا كه در اوج قله حكمت و درد استقرار يافته است چه جوابي مي دهد به همه متعلقان آرمان هاي آسماني. يك نكته بيشتر نيست اما از هر زبان و منظري نامكرر است قيصر در شعري، درد را نام ديگر خود خوانده است و ناگفته پيداست كه درد، باطن عشق است و هر كه اين ندارد دم از عاشقي نتواند زد. پس از پايان اين مراسم ساده و صميمي و پربار شركت كنندگان از نمايشگاه جنبي پوسترهايي با عنوان «تصويري از آفتاب» كه به قيصر امين پور اختصاص داشت ديدن كردند.

پوسترها كه مجموعه اي شكيل و زيبا متأثر از تصاوير شاعر و اشعار او ساخته شده اند بيننده را از وادي كلام به عرصه ي تصاوير مي برند. پرنده هايي كه بر سيم صداي قيصر نشسته اند، انگار به لبهاي امن و زبان نرم و لطيف او پناه آورده اند و نگاه عميق شاعر، درد گرفته و دردمند فضا را تا بيكرانه ي عشق وسعت مي دهد.

طراح:سید حمید شریفی آل هاشمسید حمید شریفی آل هاشم

در پوستري ديگر قطعه اي از آسمان، بادبادك كودكي شده كه با دنباله هاي رقصان خود، از فطرت پاك و ضمير دروني همه آدمها كه همان كودك معصوم است خبر مي دهد و شاعر انگار در آينه وجود خود فطرت معصوم خويش را به مدد مي طلبد؛ دست خسته مرا، مثل كودكي بگير...

حسین یوز باشی

كوبيسم ساده اي كه در برخي صورت ها به كار گرفته شده، همان گونه اي كه با سطح ها، چهره را تكميل مي كند ما را با ابعاد فكري و آرمان هاي امين پور آشناتر مي كند.

پوستر بزرگداشت قيصرامين پورمرتضی اسدی

در مجموع، پوسترهايي كه ارايه شده اند با محدوده ي زماني كه براي خلق داشته اند، قابل تامل، زيبا و تاثيرگذار هستند نكته مهم تر از تصاوير اين است كه هنرمندان تجسمي چه قابليت هاي خوبي براي ارتباط و انتقال مفاهيم عميق ادبي دارند. معمولا شاعري كه در شعرهاي خود به كمك واژه ها تصاويري را مي آفريند تحسين مي كنند. به همان نسبت نقاش يا گرافيست اگر در پوستر و تابلو خود و در اشكال و تصويرهايش بتواند بيننده را با مفاهيم و افق هاي فراتر از معمول آشنا كند توفيق افزون يافته است و اين نمايشگاه در كنار بار تصويري كه دارد ضرورت اين ارتباط و انتقال را هم به خوبي نمايان مي كند.
در مورد زنده ياد قيصر امين پور بسيار گفته اند و نوشته اند بعد از اين هم خواهند گفت و نوشت. با خودم فكر كردم اگر امين پور در ميان ما نبود يعني از بركات ظهور و حضورش و آثار شريف و ارزشمندش محروم بوديم اگر آن حامل درد آسماني كه بر زمين حلول كرده بود و مسيح وار صليب درد و دوري از محبوب را به دوش مي كشيد پا به عرصه وجود زميني نگذاشته بود چه چيزي چه پديده اي چه فردي و يا چه منظر شگفتي مي توانست جاي خالي او را بدانگونه كه او بود پر كند. قيصر مجموعه اي از ويژگي هاي مطلوب و شريف انساني بود كه ديدگان ما را با افق هايي كه از آن غافل بوديم آشنا ساخت. قيصر ساده بودن ساده ديدن و ساده سرودن را به نسلي ارمغان آورد كه در زمانه اي پيچيده در هياهوها و همهمه هاي كم مايه، دچار عارضه رخوت و كم حوصله گي شده است. قيصر محل درد بود و لب هايي كه با اندوهي ازلي باز مي شد و كهكشان را تصوير مي كرد بدون اينكه زمين را تحقير كند و اهالي آن را كه بسيار دوست مي داشت حتي بيشتر و پيش تر از خودش. انديشه قيصر، ماخوذ از پيامبران، همواره رحمت و ملاطفت بود و با اينكه سراپاي وجودش مورد هجوم زخم ها و دردها قرار گرفته بود نتوانست او را بي قرار كند و اين همه بردباري و شكيب در تني نحيف، شگفتا كه به معجزه مي ماند و دل نوشته هاي شكيباي او آيين پارسايي مي آموخت قيصر فرزند زمانه ي خويش و برآيند همه ي آن آرزوهايي بود كه در دل تك تك ما، تمناي رهايي و رستگاري دارند. نمي خواهم اغراق كنم و يا تصوير بازگونه بدهم اما آن همه خزان زدگي و آسيب از آفات و بليات و اين گونه استواري تنها از درختي بر مي آيد كه ريشه در آسمان دارد براي همين بهره گرفتن از محصول آن سهل به نظر مي آيد چرا كه شاخه هايش دم دست و همجوار مي نمايد اما دست ما كوتاه و خرما بر نخيل. اميد كه بالا بلندان باحوصله و درايت از شاخه هاي پربارش بهره ببرند و به ديگران بهره برسانند. خداوند كريم روح والاي قيصر امين پور را همراه يار عزيز و ارجمندش سيدحسن حسيني، با اولياء خود محشور و متنعم بگرداند. آمين.

لینک منبع مقاله در مطبوعات

|+| نوشته شده توسط حسین یوزباشی در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 3:46 | 
در سینه ام دوباره غمی جان گرفته است . . .

/بسم رب الشهدا و الصدیقین/

به نام الله پاسدار حرمت خون شهدا. . .

یادش بخیر.نمیدونم یادتون هست روزهایی که تو دبستان بالای دفتر هامون به جای بسمه تعالی و آغاز

و ... این جمله رو می نوشتیم.چقدر جمله ساده و قشنگیه! پاسدار حرمت خون شهدا

روزی که برای گرفتن عکسها رفته بودم(همون روزهای قشنگ برفی.یادتون می یاد؟!)خیلی به این

جمله ها و عبارت های ساده بر خوردم.خدا می دونه مواجه شدن ناگهانی با این عبارتها(که بیشتر روی

سنگ مزار شهدای گمنام بود)مثل شوک در یک آن میخکوبم کرد.

فرزند روح الله!-        -حاجت گرفته!-       -روی سنگ سید احمد پلارک(همون شهیدی که مزارش این

روزها حتی یه لحظه هم خالی نیست.نمیدونم دربارش شنیدید یا نه.همون شهیدی که مزارش همیشه

معطر و نمناکه!)بخشی از وصیتنامه شهید رو نوشته.من تا حالا دقت نکرده بودم!آخر همه نوشته ها(که

خیلی جدی و با رعایت قواعد ادبی و ... نوشته شده)خیلی کوتاه و مختصر نوشته شده:

--------------------------------------------امام! دوستت دارم !----------------------------------------------

توی گیر و دار آخر سال ها و تکاپوها و شلوغی ها و همه برو و بیاها و . . . خلوتی گلزار شهدا خیلی

دوست داشتنیه!سال نوی همتون مبارک. . .     سال خوبی داشته باشید. . .

من برای نوشتن حتی چند خط ضمیمه این عکس ها چیزی به ذهنم نرسید.

اما چرا!یه بیت شعر از یکی از غزل های زنده یاد سلمان هراتی یادم اومد.البته اون هم خودش این

بیت رو از یکی از دوستان شهیدش یادگاری آورده بود اول شعر.(راستی یاد قیصر عزیز هم بخیر.چقدر

زود فراموش شد!چقدر قشنگ گفته بود:

مبادا خویشتن را واگذاریم/امام خویش را تنها گذاریم

زخون هر شهیدی لاله ای رست/مبادا روی لاله پا گذاریم!

روحش شاد)

اون بیت از غزل سلمان هراتی این بود :

در سینه ام دوباره غمی جان گرفته است!    امشب دلم به یاد شهیدان گرفته است!

/-------------------------------------------------------------/

/-------------------------------------------------------------/

/-------------------------------------------------------------/

/-------------------------------------------------------------/

 

 

 

|+| نوشته شده توسط حسین یوزباشی در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386 و ساعت 23:43 | 
کوتاه پرثمر
بسم الله النور-

تندیس زنده یاد عالی/طراحی و اجرا:علی اصغر یوزباشی

به گزارش سایت خبری رسم ، چندی پیش بمناسبت دهمین سال درگذشت ابوالفضل عالی ، طی مراسمی از تندیس این هنرمند فقید پرده‌برداری شد. گزارش یکی از طراحان جوان (حسین یوزباشی) از این مراسم که پیش‌تر در روزنامه کیهان منتشر گردید ، پیش روی شماست:
 
چندی قبل همزمان با دهمین سالگرد درگذشت هنرمند فقید ، زنده یاد ابوالفضل عالی از تندیس وی پرده‌برداری شد و نگارخانه‌ای در محل ساختمان جدید حوزه هنری ، به نام وی افتتاح گردید.
این مراسم با نمایش فیلم مستندی درباره ایشان آغاز شد و در ادامه دوستان هنرمند او ، مدیران و مسوولان فرهنگی و هنری ضمن بیان خاطراتی ، پیرامون شخصیت علمی ، فرهنگی ، هنری و مدیریتی وی سخن گفتند و با اهدا الواح جداگانه‌ای از خانواده عالی تقدیر به عمل آمد.
در انتها از تندیس زنده‌یاد ابوالفضل عالی كه توسط دوست هنرمندش ، علی اصغر یوزباشی طراحی و ساخته شده بود ، توسط همسر گرامی آن مرحوم ، در محل نگارخانه پرده‌برداری شد و این نگارخانه رسما به نام ابوالفضل عالی و با نمایش منتخب آثار وی افتتاح گردید. برپایی مراسم بزرگداشت دهمین سالگرد عروج ابوالفضل عالی ، بهانه‌ای شد تا مرور كوتاهی بر دوران حیات و فعالیت هنری او داشته باشیم.
" انقلاب برای ما فضایی پدید آورد كه بتوانیم نیازهای درونی و توانایی‌هایمان را شكوفا كنیم و گوشه‌ای از فداكاری‌ها و ایثار مردم كشورمان را به تصویر بكشیم. سعی ما همواره این بوده است كه به هر طریق خود را از زنگارهای درونی و از خودبیگانگی كه اساسی‌ترین مشكل هنرمندان غربی است ، دورنگه داشته و جدای از آن پیوندی میان هنر گرافیک كشورمان با جهان ایجاد كنیم".
جملات بالا گوشه‌ای از باور قلبی ابوالفضل عالی ، هنرمند مظلوم و متعهد انقلاب اسلامی است كه از آغاز فعالیت هنری ، به آن ایمان داشت و تا واپسین لحظات عمر پربركتش از هیچ تلاشی برای تحقق این باور و آرمان فروگذار نكرد.
ابوالفضل عالی ، هنرمند نقاش و گرافیست متولد 1334 در تهران ، از فارغ‌التحصیلان ممتاز گرافیک از دانشكده هنرهای زیبای دانشگاه تهران بود. پس از پیروزی انقلاب ، عالی فعالیت جدی خود را در عرصه گرافیک آغاز كرد و در این مسیر در پایگاه‌های مختلف حضور یافت ، اما درنهایت با پیوستن به جریان نوپای هنرمندان انقلابی در حوزه هنری و راه‌اندازی واحد گرافیک ، كار خود را درعرصه گرافیک انقلاب اسلامی بطور متمركز ادامه داد كه از این رو عالی را می‌توان در زمره بنیان‌گذاران حوزه هنری به شمار آورد.
به تعبیر اغلب هنرمندان و همراهان عالی ، در دوره‌ای كه عموم جامعه ارتباط زیادی با هنرهای تجسمی و بویژه گرافیک نداشت جریانی به همت او در عرصه گرافیک و با در نظرگرفتن مضامین حماسی و آرمانی آن روزگار پایه‌گذاری شد كه مقدمه‌ای برای ورود آثار هنری به بطن جامعه و آشنایی مردم با مقوله‌ای به نام گرافیک بود و از این حیث ابوالفضل عالی را از پیشكسوتان و پایه‌گذاران اصلی گرافیک انقلاب اسلامی می‌دانند.
از جمله مهمترین تلاش ابوالفضل عالی ، می‌توان به تهیه ، تدوین و انتشار كتاب "ده سال با طراحان گرافیک انقلاب اسلامی" اشاره كرد كه با مداومت و پیگیری‌های مستمر وی ، منتشر گردید و به سند ماندگاری از فعالیت صادقانه هنرمندان انقلاب در آن دوران بدل شد.
عالی معتقد بود:" هنر آئینه عصر خود است و هنرمند نمی‌تواند فارغ از تاریخ گذشته و معاصر خود باشد". او در مصاحبه‌ای درسال 1370 گفته است:" كارهای ما در مراحل مختلف بصورت مختلف بوده است و از ابتدای پیروزی انقلاب به علت فضای حاكم بر جامعه آثار از ویژگی خاصی برخوردار بود".
مراحل بعدی كار عالی به دوران دفاع مقدس و سال‌های پس از آن اختصاص داشت. او در این سال‌ها با پشتوانه قرار دادن فضای معنوی متاثر از انقلاب و جنگ تحمیلی ، بیشتر در زمینه ارزش‌ها و آرمان‌های متعالی كار كرد.
نكته مهمی كه عالی بر آن تأكید دارد این است كه هر گرافیستی در كنار كار تبلیغاتی كه در واقع به جامعه مصرفی تعلق دارد ، باید متعهد باشد یعنی خودش را صرفا دراختیار بازار تجارت قرار ندهد.
از اهم فعالیت‌ها و مسوولیت‌های عالی در دوران بیست ساله فعالیتش می‌توان به سرپرستی واحد گرافیک شبكه دوم سیما ، واحد تجسمی حوزه هنری ، عضویت در شورای تخصصی تألیف كتاب‌های درسی رشته هنر در آموزش و پرورش و همچنین عضویت در شورای پوستر وزارت ارشاد و ... اشاره كرد. او علاوه بر فعالیت جدی و مستمر در عرصه گرافیک ، عضو هیات علمی دانشگاه هنر بود و در دانشگاههای تهران ، سوره و دانشكده صدا و سیما به تدریس و آموزش هنرجویان و تقویت روح تفكر و اندیشه مقاومت در آثار تجسمی پرداخت. سرانجام در اوایل آبان 1376 و درحین انجام مأموریت بر اثر یک سانحه رانندگی در 42 سالگی دار فانی را وداع گفت.
دوران حضور ابوالفضل عالی در عرصه فرهنگ و هنر این كشور ، اگرچه كوتاه اما بسیار پربارو پرثمر بود و علاوه بر تربیت شاگردان ، آثار ماندگاری را از خود بجا گذاشت.
 
|+| نوشته شده توسط حسین یوزباشی در یکشنبه بیستم آبان 1386 و ساعت 22:41 | 
آرزوها. . .
بسم الله النور-

بعد از اینکه توسط نویسنده محترم وبلاگ ریزنوشت به بازی آرزوها! دعوت شدم خیلی سعی کردم اونچه

به عنوان آرزو در دل دارم رو بنویسم.اما خوب که فکر کردم دیدم گذشته از سلامتی و آینده شغلی و...(

که نویسنده ریزنوشت تو پستش به اون اشاره کرده)بقیه حرفها نه گفتنی هستن نه شنیدنی و بهتره

نهفتنی باشه.علی ای حال برای اینکه به نویسنده محترم ریزنوشت ادای احترام کرده باشم یه شعر(از

کسی که خیلی دوستش دارم یعنی قیصر امین پور) بهمراه یک تصویرسازی(که البته این طرحو به عنوان

جلد یک تقویم هم به کار بردم و تصویر حاضر در حقیقت طرح ابتدایی است که به نظرم برای این پست

مناسبه)می زارم و خوشحال می شم نظرتونو بگید.

            ...........................................................................................................

            خسته ام از آرزوها،آرزوهای شعاری               شوق پرواز مجازی،بالهای استعاری

  لحظه های کاغذی را،روز و شب تکرار کردن               خاطرات بایگانی،زندگی های اداری

      آفتاب زرد و غمگین،پله های رو به پایین               سقفهای سرد و سنگین،آسمانهای اجاری

با نگاهی سرشکسته،چشمهای پینه بسته               خسته از درهای بسته،خسته از چشم انتظاری

   صندلی های خمیده،میزهای صف کشیده               خنده های لب پریده،گریه های اختیاری

     عصر جدولهای خالی،پارکهای این حوالی               پرسه های بی خیالی،نیمکت های خماری

     رونوشت روزها را،روی هم سنجاق کردم                شنبه های بی پناهی،جمعه های بی قراری

                عاقبت پرونده ام را،با غبار آرزوها               خاک خواهد بست روزی،باد خواهد برد،باری

            روی میز خالی من،صفحه باز حوادث              درستون تسلیتها،نامی از ما یادگاری. . .

                   .....................................................................................................

 

|+| نوشته شده توسط حسین یوزباشی در چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386 و ساعت 22:2 | 
آثار این هنرمندان به نمایشگاه راه یافت

خبر اختصاصی رسم : براساس اطلاعیه دبیرخانه نمایشگاه پوستر و تصویرسازی 40 سال گارسیا مارکز ، اسامی هنرمندانی که آثارشان بیشترین امتیاز را دریافت کرده است ، به شرح زیر اعلام شد:

 آثار این هنرمندان به نمایشگاه راه یافت:
ارغوان صمدیان . محمد جمشیدی . اشکان شفاعتی . پدرام حربی . علیرضا روانی‌پور . حامد بارئی طبری . پیمان بانی شرکا . فاطمه سعید الذاکرین . سیما طاهرخانی . بهرام ابوالفتحی . فهیمه کریمی . امید هامونی . احمد یاری . کسرا یوسفی . تورج صابری‌وند . سمیرا عرب سلمانی . خدیجه نادری . علی مشهدی رفیع . حسین یوزباشی . مهسا بابایی‌پور . اونیش امین‌الهی . سحر خراسانی . آرزو یاغلی . حسام علیپور . ندا کردی . امید عروجی . منیره رجب کلته . پوریا عریانی . نرگس آلادپوش . مریم حسن‌نژاد . نگین احتسابیان . مازیار زند . رسول سلطانی . طلیعه مجدآبادی . محمود سمندریان . ندا راثی . مهستی جنابی . شادی زمردین . رامین اعتمادی . میلاد شاهجانی . آنیلگا محمودی . فریبا سلیمانی ذوقی . نجوا عرفانی . سمائه شریفی . صوفیا خداداده . نسترن میرمحمد صادق . امید نعمتی . سوگل غفاری تهرانی . شادی نویانی . علی بخشی . آتوسا شاملو .

 آثار این هنرمندان در کتاب مربوطه چاپ می‌شود ( آثاری که به نمایشگاه راه یافته‌اند نیز در کتاب چاپ خواهند شد):
مجید لونی . معصومه عبدی‌پور . ستاره تراب‌زاده طاری . سارا نیروبخش . الهام کاغذچی . سیمین هنرور . محمد مهدی محجوب . پرستو تراجی . مرجان اندرودی . نگار فدایی . طینوش کیانی . یاسمن مرادی . عبدالرحیم مدرس احمدی . محبوبه نجفی . حسین سامانی . افسانه قورخانه‌چی . عسل رستمی . تکتم همتی رودسری . حسین عبدالمحمدزاده . محمد اعتمادی . محمد خضری مقدم . الهه مکی جاوید . هوناز آفاقی . پگاه اسماعیل‌زاده . رشید رهنما . سعید مزینانی . امین شاهد حق قدم . بنفشه طالعی سبزوار . نصیر بشیری . حامد طاهری کیا . امین ایزدپناه . علیرضا عزیزی . مریم حسنی برچلویی . آذین حسینی‌زاده . بهروز گرگین . مرتضی قائمی مهدوی . احمد علی حاجی محمد رضا طهرانی ( نوید تهرانی) . فرهنگ خشای . حامد حکیمی . اعظم امینی . علرضا وکیلی ورجوی . مژگان علیرضا قمی . مهردخت دارابی . فاطمه قلی‌زاده . شیرین آزادی . صاعده واعظ جوادی . مریم سیفی . سارا ایران‌نژاد . علیرضا ریاحی . سیما کریمی . معصومه میرحسینی .

 مراحل تولید هنری کتاب این نمایشگاه ، هم اکنون در انتشارات رسم در حال اجراست. این نمایشگاه از 25 تا سی‌ام فروردین در نگارخانه میرمیران خانه هنرمندان برپا خواهد بود.

|+| نوشته شده توسط حسین یوزباشی در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385 و ساعت 14:2 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar